من با تو آرومم ولی
-
تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 23:05
دنياي اين روزاي من هم قد تن پوشم شده انقدر دورم از تو كه دنيا فراموشم شده دنياي اين روزاي من درگير تنهاييم شده تنها مدارا مي كنيم دنيا عجب جايي شده هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم ...
بابا
-
تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 23:05
بابا.... خسته ام بابا..... از این آدمها.... چشم بابا .... چشم..... دیگه ساکت میشم دیگه هیچی نمیگم دیگه غر نمیزنم بازم سکوت میکنم مثل همیشه شکایت هام بمونه وقتی خودتو دیدم وقتی اومدم پیشت اگه میدونستی چقدر حرف.... چقدر درد دل دارم چقدر شکایت دارم از این و اون چقدر دلم زخمی شده از روزگار فکر میکنی اون...
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 5:41
درد ......یعنی اینکه کنارت پرن ولی غصه تو نمیخورن تا میای حرف بزنی تازه صداتم میبرن درد ......یعنی لبخند اجباری وقتی یه دنیا غم داری وقتی دورت شلوغه و کسی رو نداری ♥ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان ۱۳۹۷ ساعت 12:5 توسط بهار: Adblock test (Why?)
دلم گرفته
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:25
اگــر میبینــے هَنوز تَنهامــــ ! بـِـפֿـاطِر عشقِ تو نیستــــ... مَن فقط میتَرسمـــ میترسمـــ هَمه مثلِ تو باشند ...! ♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 13:59 توسط بهار:
بمیری هم نمیفهمه....
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:25
وقتی به یکی زیادی تو زندگیت اهمیت بدی اهمیتتو تو زندگیش از دست میدی به همین راحتی … ♥ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۶ ساعت 3:23 توسط بهار:
کنار آمده ام
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:25
من همونیم که می خواست، توی خونه ی تو باشه! هر کاری تونستی کردی ، که نتونه با تو باشه! دنیاشو بهم زدی و با همه دنیا به هم زد! جاتو پر نکرد و هرشب ، با پیاده رو قدم زد... ♥ نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۶ ساعت 5:45 تو
دنبالم خواهی گشت...
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:25
دنبالم خواهی گشت در آدم های بعدی زندگیت......
عقل و عشق
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:25
عقل را با عشق آری جنگهاست فاصله در بینشان فرسنگهاست در حریم عشق استدلال نیست سربه سر حال است و قیل و قال نیست عقل سرتاپا جمود است و سکون عشق یکسر مستی و شوق و جنون ♥ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ ساعت 17:26 توسط بهار:
عاشق نشو
-
تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 20:16
زمانیکه پا بر عرصه وجود نهادم به من اموختن....دوست بدار...! حالا که دیوانه وار دوستش دارم می گویند.....فراموشش کن...! ای کاش خدا این سه چیز را نمی آفرید.... عشق.. غرور.... دروغ...! هیچ وق
باز شب شد
-
تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 20:16
باز هم شب شد... شب ، بوی تنهایی می دهد …. شب ، چشم های پر از خوابی را دارد که خیره شده اند به نوشته های تلخ … چشم هایی که دنبال جمله ای اند ، که حرف دلشان باشد … دنبال واژه هایی که دردشان را به اشتراک بگذارند …! دنبال کسی که بگوید حرفهایی که گفتنشان سخت است … شب ، بوی تنهایی می دهد …. بوی درد ، بوی ...
من با تو آرومم ولی.....
-
تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 20:16
دنياي اين روزاي من هم قد تن پوشم شده انقدر دورم از تو كه دنيا فراموشم شده دنياي اين روزاي من درگير تنهاييم شده تنها مدارا مي كنيم دنيا عجب جايي شده هر شب تو روياي خودم آغوشتو تن مي كنم آينده ي اين خونه رو با شمع روشن مي كنم هر شب تو روياي خودم آ
چی میشد
-
تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 20:16
چی میشد هیچکس دلمو نمیشکست چی میشد هیچوقت گریه نمیکردم چی میشد مثل خودت سنگدل میشدم میگفتم میرم و بر نمیگردم چی میشد اگه نمی گفتم ای کاش چی میشد اگه خدا یکم هوامو داشت واسش بغض کردم میگفتم بزن دریا دلو دِ نامردا چنتا بغض به یه
بابا....
-
تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 20:16
بابا.... خسته ام بابا..... از این آدمها.... چشم بابا ....چشم..... دیگه ساکت میشم دیگه هیچی نمیگم دیگه غر نمیزنم بازم سکوت میکنم مثل همیشه شکایت هام بمونه وقتی خودتو دیدم وقتی اومدم پیشت اگه میدونستی چقدر حرف.... چقدر درد دل دارم